تحویل

سال تحویل شد و من

تمام دلتنگی هایم رابه جای تو

در آغوش می کشم...

و چقدر جایت در میان بازوانم خالیست...

 

/ 16 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نیلوفر

سلام آپم و منتظر حضور گرمتون[گل]

نیلوفر

کل ارض کربلا...آزمون به وسعت زندگی... واقعیتی گم شده در میان تاریخ این بار با نوشته ای به سبک محرم آپم حتما بیاین..نظرتون برام مهمــــــــه

saman

[گل]کاش دنیا یک بار هم که شده بازیش را به ما می باخت... مگر چه لذتی دارد این برد های تکراری برایش؟! [گل]

saman

[گل] دعامیکنم که هیچگاه چشمهای زیبای تورا درانحصار قطره های اشک نبینم دعامی کنم که لبانت را فقط درغنچه های لبخند ببینم دعا میکنم دستانت که وسعت آسمان و پاکی دریا و بوی بها رادارد همیشه از حرارت عشق گرم باشد من برایت دعامیکنم که گل های وجودنازنینت هیچگاه پژمرده نشوند برای شاپرک های باغچه خانه ات دعامیکنم که بالهایشان هرگز محتاج مرهم نباشند من برای خورشیدآسمان زندگیت دعامیکنم که هیچگاه غروب نکند [گل]

saman

[گل]گاهی دلت بهانه هایی می گیرد که خودت انگشت به دهان می مانی... گاهی دلتنگی هایی داری که فقط باید فریادشان بزنی اما سکوت می کنی ... گاهی پشیمانی از کرده و ناکرده ات... گاهی دلت نمی خواهد دیروز را به یاد بیاوری انگیزه ای برای فردا نداری و حال هم که... گاهی فقط دلت میخواهد زانو هایت را تنگ در آغوش بگیری و گوشه ای گوشه ترین گوشه ای...! که می شناسی بنشینی و"فقط" نگاه کنی... گاهی چقدر دلت برای یک خیال راحت تنگ می شود... گاهی دلگیری...شاید از خودت. [گل]

saman

[گل][گل]تو را به جای کسانی که نشناخته ام دوست می دارم تو را به خاطر روزگارانی که نمی زیسته ا م دوست می دارم تو را به خاطر عطر نان گرم و برفی که آب می شود و برای نخستین گناه دوست می دارم تو را به خاطر دوست داشتن دوست می دارم تو را به جای کسانی که دوست نمی دارم دوست می دارم [گل][گل]

saman

نبودنت بهترین بهانه است برای اشک ریختن ولی کاش بودی تا اشکهایم از شوق دیدارت سرازیر میشد ... کاش بودی و دستهای مهربانت مرهم همه دلتنگیها و نبودنهایت میشد ... کاش بودی تا سر به روی شانه های مهربانت می گذاشتم و دردهایم را به گوش تو میرساندم... بدون تو عاشقی برایم عذاب است میدانم که نمیدانی بعد از تو دیگر قلبی برای عاشق شدن ندارم... کاش میدانستی که چقدر دوستت دارم و بیش از عشق بر تو عاشقم... میدانی که اگر از کنارم بروی لحظه های زندگی برایم پر از درد و عذاب میشود میدانم که نمیدانی بدون تو دیگربهانه ای نیست برای ادامه ی زندگی جزانتظار آمدنت

saman

[گل] یک استکان چای داغ مهمان منی... کنار پنجره ی بخار گرفته وقت تنهایی... نوش جانت اما... آرامتر... چای رفاقت من همیشه تازه دم است [گل]

saman

[گل][گل]فکر تنهایی نباش تنهایی خودش تنهاست تنها به فکر کسی باش که بی تو تنهاست پیشاپیش سپندارمذگان و ولنتاین مبارک [گل][گل]

جامعه ما به بیماری بسیار شدید دروغ دچار است... با هم کمک کنیم تا درمان شویم... www.besooyerasty.mihanblog.com